تبليغاتX
دستور زبان عشق
استاد مهدی فروغی

هر چه کردم همه از دولت قران کردم...


[ یکشنبه 15 آبان1390 ] [ 16:2 ] [ عاشقان قران ] [ ]

قال رسول الله صلی الله علیه واله: لکل شی حلیـه و حلیـه القران

الصوت الحسن

برای هر چیزی زینتی است و زینت قران صوت نیکوست



محل برگزاری جلسات هفتگی استاد حاج مهدی فروغی:قم-خیابان

 انقلاب(چهارمردان)- کوچه شماره 5(عشقعلی)-پایگاه

 شهید دکتر چمران



یکشنبه ها ساعت 7 الی 10 شب

[ شنبه 14 آبان1390 ] [ 16:2 ] [ عاشقان قران ] [ ]
الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ فَلَا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى، سوره نجمه/32

گناه زهر است

روزی جوانی از حضرت ایت الله بهجت -دام ظله- ذکری خواست و ایشان در پاسخ فرمودند: "هیچ ذکری بالاتر و مهم تر از عزم پیوسته و همیشگی بر ترک گناه نیست" یعنی تصمیم داشته باشی اگر خداوند صد سال هم به تو عمر داد حتی یک گناه هم نکنی همچنان که اگر صد سال عمر کنی حاضر نخواهی شد به اندازه نصف استکان زهر بنوشی. حقیقت و واقع گناه هم زهر و سم است. به قول این عارف والا مقام اگر انسان یک گام در راه غیر رضای خداوند بردارد دیگر گام های بعدی  نمی داند چه خواهد شد! همان گام اول او را به جاهای که نمی داند خواهد کشانید.

امام صادق علیه السلام فرمودند:

"اَلذُّنوبُ الَّتى تُغَيِّيرُ النِّعَمَ البَغىُ وَ الذُّنوبُ التَّى تورِثُ النَّدَمَ القَتلُ وَ الَّتى تُنزِلُ النِّقَمَ الظُّلمُ وَالَّتى تَهتِكُ السُّتورَ شُربُ الخَمرِ وَ الَّتى تَحبِسُ الرِّزقَ الزِّنا وَ الَّتى تُعَجِّلُ الفَناءَ قَطيعَةُ الرَّحِمِ وَالَّتى تَرُدُّ الدُّعاءَ وَ تُظلِمُ الهَواءَ عُقوقُ الوالِدَينِ"

 گناهی كه نعمت ها را تغيير مى دهد، تجاوز به حقوق ديگران است. گناهى كه پشيمانى مى آورد، قتل است. گناهى كه گرفتارى ايجاد مى كند، ظلم است. گناهى كه آبرو مى بَرد، شرابخوارى است. گناهى كه جلوى روزى را مى گيرد، زناست. گناهى كه مرگ را شتاب مى بخشد، قطع رابطه با خويشان است. گناهى كه مانع استجابت دعا مى شود و زندگى را تيره و تار مى كند، نافرمانى از پدر مادر است.

  علل الشرايع، ج 2، ص 584

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بهار دلها با تلاوت استاد مهدی فروغی

سوره مبارکه نجم تلاوت شده در حرم کریمه اهل بیت سال 1389 جز 27 حزب 53 

 

[ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 16:6 ] [ عاشقان قران ] [ ]
بسم الله الرحمن الرحیم

۱.إنّا أعطیناک الکوثر، فصلّ لربّک وانحر، إنّ شانئک هو الأبتر

سخن گفتن از فاطمه(س) فراتر از اندیشه بشرى است، لذا باید شناخت او را در کلمات خدا و رسولش یافت. اگر معانى در قالب آن الفاظ بیان می‌شود، به منزله تنزیل حقیقت بلند پایه اوست. از این‌رو به بررسى آیات نازل شده در حق معرفتش می پردازیم:

سوره کوثر

در شأن نزول این سوره گفته شده:

زمانى که رسول‌(ص) دو تن از فرزندان خود به نام‌هاى عبد‌اللّه و قاسم را از دست داد و دشمنان آن حضرت، براى تضعیف او، زبان طعن و شماتت، گشودند، عاص بن وائل او را «ابتر» خواند، که در لغت عرب به «مقطوع النسل» اطلاق می‌شود.کوثر از ریشه کثرت است و برچیزى اطلاق می‌شود که شأنیت کثرت در او باشد و مراد از کوثر خیر فراوان است.

البته آن خیر کثیرى که پیامبر در نتیجه اعطاى خداوند؛ مالک آن شده است، در آیه اول مشخص نشده و شاید بدین لحاظ باشد که با اطلاق و عدم تقیید آن، عظمت و شأن خاص، بدان ببخشد. براى کلمه (کوثر) در این سوره، معانى متعدد مطرح شده است، علامه طباطبایى در المیزان با توجه به معناى آخرین آیه که دشمن آن حضرت را، ابتر معرفى کرده، مناسب‌ترین معنا را «کثرت» ذریه پیامبر اکرم (ص) ذکر می‌کند. اگر خیر کثیر هم مراد باشد، یقیناً یکى از مصادیق آن، فراوانى نسل آن حضرت است.

  • کوثر، صیغه مبالغه است. یعنى اى پیامبر، به تو، دخترى دادیم که مجسمه خیر است، استوانه برکت و اسطوره بالندگى است، به تو دخترى دادیم که اگر همه فضایل و سجایاى انسانى را مجسم کنند، زهرا می‌شود. اى پیامبر، به شکرانه این نعمتى که به هیچ‌کس داده نشده و نخواهد شد، نماز بخوان و در هنگام تکبیر، دستهایت را بلند کن که این یک حالت خضوع است براى بنده و جلالتى است برا ى خدا!

    امام فخر رازى در ذیل آیه می‌نویسد:

    کوثر هشت معنا دارد که تمام آن معانى درباره حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا‌(س) است. آنگاه خودش می‌گوید: چگونه، فاطمه کوثر نباشد در حالی که علی‌بن‌الحسین و محمد‌ بن‌على باقرالعلوم و صادق المصدق، میوه و ثمره دارد. آرى فاطمه، چگونه خیر کثیر نباشد که از این نهر کوثر، صدها و بلکه هزاران جوى زلال و روشن، منشعب است.

  • ۲.إنّا أنزلناه فى لیله القدر

    این آیه از جمله آیاتى است که علاوه بر معنا و تفسیر ظاهری، به حکم تفسیر باطنى برآن حضرت منطبق است.

    در تفسیر فرات کوفى با ذکر سند از امام صادق‌(ع) نقل شده است، که حضرت در تفسیر «إنّا أنزلناه فى لیله القدر» فرمودند: «لیله» فاطمه و«القدر»، اللّه است. سپس افزودند:

    «فمن عرف فاطمه حق معرفتها، فقد أدرک لیله‌القدر و‌إنّما سمّیت فاطمه لأن الخلق فطموا عن معرفتها؛ پس هر کسى که فاطمه را به درستى و «کما هو حقه» بشناسد، لیله القدر را درک کرده است و فاطمه به این نام، نامگذارى شده، به خاطر آن‌که مردم از شناخت او عاجزند.

    به راستى چرا فاطمه‌(س) لیله القدر نباشد و حال آن‌که یازده قرآن ناطق در این «لیله» نازل شده است.

    فاطمه، لیله القدر است زیرا که:

    1. در میان همه شب‌ها، آنچه بی‌نظیر و مطلوب است، شب قدر است. در میان همه زنها نیز آن‌که بی‌نظیر و مطلوب است، فاطمه است.

     از آن حضرت، تعبیر «لیل» شده است. زیرا همان گونه که شب همه چیز را در برمی‌گیرد، ظلم و ستم بنی‌امیه آن حضرت را در برگرفت.

    2. فاطمه، شب و لیل است زیرا شب، بیانگر پوشیدگى و مستورى و حجاب و عفت و حیاء است.

    3. ویژگى شب قدر، توبه و نزدیکى به خدا و اطاعت و بندگى و حفظ احکام است. ویژگى فاطمه‌(س) و راه و روش و سیره آن حضرت نیز، قرب به خدا و اطاعت و بندگى او و حفظ ارزش‌هاى الهى است.

    4. مهم‌ترین و ممتازترین عمل در شب قدر، علم و پرداختن به آن است. درمیان صفات و ویژگی‌هاى فاطمه، نیز علم و معرفت و آگاهى آن حضرت به خدا، دین خدا، تکالیف، وظایف و ارزش‌هاى انسانی، از همه مهم‌تر و بزرگ‌تر است. ارزش سایر اعمال آن حضرت به همین آگاهى و شناخت و علم اوست و این از بزرگ‌ترین درس‌ها و تعالیم براى همه، بخصوص براى زنان است.

    5. شب قدر از هزار ماه، بهتر است و یک لحظه و یک روز زندگى و سیره حضرت زهرا‌(س)، از هزاران ماه و سال زندگى که در آنها خبرى از آن راه و روش و الگو نباشد، بهتر است.

    6. شب قدر، ظرف و جایگاه قرآن است.جایگاه حضرت زهرا و گفتار و کردار و زندگى آن حضرت هم درتفسیر عملى قرآن و تجسم و تبلور آیات آن است. همان‌گونه که انسان در شب قدر به قرآن، نزدیک‌تر شده، و آن را بر سر مى نهد، با نزدیک شدن به حضرت زهرا‌‌(س) نیز انسان به قرآن نزدیک شده و آن را نصب العین خود قرار می‌دهد.

    7. شب قدر همان لیله مبارکه یعنى شب نزول برکت و ارزش‌ها است و چشمه‌اى است که این فضایل و سعادت‌ها از آن جوشیده و نازل مى شود. فاطمه نیز محل نزول و صدور این اصالت‌ها و ارزش‌ها و مکارم است.

    8. شب قدر، تجمع ملائکه اللّه است و بهره از عالم ملکوت، افزون‌تر خواهد بود. آن کس هم که بیشتر با فاطمه، نزدیک‌تر شده و از آن حضرت بهره ببرد از خوى و خصلت ملائکه، حظ فزون‌ترى برده و به عالم فرشتگان و تجرّد و تقدّس، نزدیک‌تر می‌گردد بلکه از آنها نیز، برتر می‌رود.

    9. ممکن است سال‌ها بگذرد و کسى از شب قدر، جز ظاهری، بیش درک نکند.

    امید است همان طور که امام زمانمان فرمودند: فاطمه(س) دختر پیامبراکرم، الگوی خوبی برای من است؛ ما نیز از این بانوی بزرگ الگو بگیریم و حق ایشان را اجابت کنیم التماس دعا

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

     تلاوت تحقیق، اجرا شده در پایگاه شهید چمران

  • [ جمعه 25 فروردین1391 ] [ 23:6 ] [ عاشقان قران ] [ ]


    هفت سین قران مجید


    1- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم.( یس/58)


    " از جانب پروردگار مهربان [به آنان] سلام گفته می شود."

    این ندای روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا ، چنان روح انسان را در خود غرق می کند و به او لذت ، شادی و معنویت می بخشد ، که با هیچ نعمتی برابر نیست ، آری شنیدن ندای محبوب ، ندایی آمیخته با محبت و آکنده از لطف ، سرتا پای بهشتیان را غرق سرور می کند ، که یک لحظه ی آن بر تمام دنیا و آنچه در آن است برتری دارد.

    از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده : در همان حال که بهشتیان غرق در نعمتهای بهشتی هستند نوری بر بالای سر ایشان آشکار می شود ؛ نور لطف خداوند که بر آنها پرتو افکنده است.

    پس ندایی بر می خیزد که "سلام بر شما ای بهشتیان" ، نظر لطف خداوند چنان بهشتیان را مجذوب می کند که از همه چیز جز او غافل می شوند ، و همه نعمتهای بهشتی را در آن حال به دست فراموشی می سپارند.

    2- سلامٌ علی نوح ٍ فی العالمین . ( صافات /79 )

    " درود بر نوح در میان جهانیان."

    چه افتخاری از این برتر و بالاتر که خداوند بر حضرت نوح علیه السلام ، سلام می فرستد ، سلامی که در میان جهان و جهانیان باقی می ماند و تا دامنه قیامت گسترده می شود ، سلام خدا توأم با ثناء جمیل و ذکر خیر بندگانش در قرآن کریم ؛ کمتر سلامی به این گستردگی و وسعت درباره کسی دیده می شود ، به خصوص اینکه لفظ " العالمین" معنی وسیعی دارد که نه تنها همه انسانها ، بلکه عوالم فرشتگان و ملکوتیان را نیز در برمی گیرد.

    3- سلامٌ علی اِبراهیم . ( صافات/109)

    " درود بر ابراهیم."

    در آیات پیش از این آیه ، به چگونگی بشارت دادن فرزندی بردبار و پراستقامت بر حضرت ابراهیم ، و جریان دستور ذبح اسماعیل - فرزند ایشان - و تسلیم بودن هر دوی آنها بر این امر به میان آمده است که پس از یاد آوری این قضایا ، خداوند می فرماید: سلام بر ابراهیم [ آن بنده مخلص و پاک خداوند.]

    4- سلامُ عـَلی موُسی و هارون . (صافات/120)

    " درود بر موسی و هارون."

    درآیات پیش از این آیه ، خداوند ضمن آیاتی ، جریانات حضرت موسی و هارون را نقل می فرماید:

    - ما این دو برادر و قوم آنها را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم . ( صافات/115)

    - ما آنها را یاری کردیم تا آنها بر دشمنان نیرومند خود پیروز شدند . ( صافات/116)

    - ما به آن دو ، کتاب آشکار دادیم . ( صافات/117)

    - ما آن دو را به راه راست هدایت نمودیم . ( صافات/118)

    - ما ذکر و یاد خیر آنها را در اقوام بعد باقی وبرقرار ساختیم . ( صافات /119)

    و بعد از یادآوری موارد فوق خداوند برآن دو سلام می رساند.

    سلامی از ناحیه پرودگار بزرگ و مهربان.

    سلامی که رمز سلامت در دین و ایمان در اعتقاد و مکتب، و در خط و مذهب است.

    سلامی که بیانگر نجات و امنیت از مجازات و عذاب این جهان و آن جهان است.

    5- سلامُ علی آلِ یاسین . ( صافات/130)

    " درود بر پیروان الیاس"

    خداوند می فرماید: ما نام نیک الیاس را در میان امتهای بعد جاودان کردیم.( صافات /129)

    امتهای دیگر ، زحمات این انبیاء بزرگ ( الیاس وسلاله ی او ) را که در پاسداری خط توحید، و آبیاری بذر ایمان منتهای تلاش و کوشش را به عمل آوردند ، هرگز فراموش نخواهند کرد ، و تا دنیا برقرار است یاد و مکتب این بزرگ مردان فداکار زنده و جاویدان است.

    تعبیر به " ال یاسین" به حای" الیاس" یا به خاطر این است که ال یاسین لغتی در واژه " الیاس" بوده و هر دو به یک معنی است ، و یا اشاره به الیاس و پیروان او است که به صورت جمعی آمده است.

    6- سلامٌ عـَلیکُم طِبتُم فادخـُلوُها خالدین . ( زمر/73)

    " ... سلام برشما ، خوش آمدید ، در آن درآیید [ و] جاودانه [ بمانید]

    در این آیه ، خداوند می فرماید که بهشتیان وقتی به بهشت می رسند ، در حالی که درهای آن گشوده شده است ، در این هنگام نگهبانان بهشت ، آن ملائک رحمت به آنها می گویند : سلام بر شما ، گوارا باد این نعمتها بر شما ، داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید.

    7- سلامُ هیَ حتّی مَطلَعِ الفـَجر. ( قدر/5)

    " [ آن شب] تا دم صبح ، صلح و سلام است . "

    این آیه ، در توصیف شب قدر است . آن شبی است که قرآن درآن نازل شده و عبادت و احیاء آن معادل هزار ماه است ، خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می شود و رحمت خاص الهی شامل بندگان می گردد و فرشتگان و روح در آن شب نازل می گردند.

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    بهار دلها با تلاوت استاد مهدی فروغی


    سوره مبارکه اعراف تلاوت شده در حرم کریمه اهل بیت سال 1390 جز 8 حزب16

     

    [ یکشنبه 28 اسفند1390 ] [ 17:28 ] [ عاشقان قران ] [ ]
    عبرتی از داستان یوسف (ع)

    گویند: وقتى که برادران یوسف علیه السلام، او را در چاه آویزان کردند تا او را به آن بیفکنند، طبیعى است که یوسف خردسال در این حال محزون و غمگین بود، اما در این میان غم و اندوه، دیدند لبخندى زد، خنده اى که همه برادران را شگفت زده کرد، از هم مى پرسیدند، یعنى چه؟ اینجا جاى خنده نیست؟ گفتند بهتر است از خودش بپرسیم .یکى از برادران که یهودا نام داشت، با شگفتى پرسید:  یوسف! مگر عقل خود را باخته اى، که در میان غم و اندوه، مى خندى؟ خنده ات براى چیست ؟یوسف با جمال، که به همان اندازه و بیشتر با کمال نیز بود، دهانش چون غنچه بشکفید و گفت :روزى به قامت شما برادران نیرومندم نگریستم، با خود گفتم: ده برادر نیرومند دارم، دیگر چه غم دارم آنها در فراز و نشیب زندگى مرا حمایت خواهند کرد و اگر دشمنى به من سوء قصد داشته باشد، با بودن چنین برادران شجاع و برومندى، چنین قصدى نخواهد کرد، و اگر سوء قصدى کند، آنها مرا حفظ خواهند کرد .اما چرا خدا را فراموش کردم، و به برادرانم بالیدم، اکنون مى بینم همان برادرانم که به آنها بالیدم، پیراهنم را از بدنم بیرون کشیدند و مرا به چاه مى افکنند .این راز را دریافتم که باید به غیر خدا تکیه نکنم، خنده ام خنده عبرت بود، نه خنده خوشحالى.


    نتیجه تقوا در داستان حضرت یوسف علیه السلام

    استاد مطهری می فرماید: در قرآن کریم در اواخر سوره مبارکه یوسف آیه ای است که به منزله نتیجه گیری از آن داستان عجیب و پرهیجان است. در داستان حضرت یوسف علیه السلام آنجا که داستان نزدیک است به آخر برسد، یعنی بعد از آنکه یوسف، عزیز مصر می گردد و برادران یوسف در اثر قحطی برای تهیه غله از کنعان به مصر می آیند، آنها یوسف را نمی شناسند ولی یوسف آنها را می شناسد و یوسف به بهانه ای "بنیامین" را که از طرف مادر هم با یوسف برادر بود پیش خود نگه می دارد. در این وقت برای بار دوم برادران می آیند و با گردن کج و التماس از یوسف گندم می خواهند و حالت عجز و التماس خاصی به خود می گیرند، و چقدر خوب قرآن کریم منظره تذلل و زاری و کوچکی آنها را در این آیه مجسم کرده است. می گویند: «یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعة مزجاة فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین» ترجمه: ای عزیز و ای مهتر! ما و خانواده مان را فقر و قحطی گرفته و وجه ناقابلی با خود آورده ایم. پس پیمانه ما را کامل کن و بر ما مسکینان تصدق کن. خداوند به تصدق کنندگان پاداش می دهد» (سوره یوسف، آیه 88). یوسف تا این وقت خودش را معرفی نکرده بود. در این وقت خواست خودش را به آنها بشناساند: «قال هل علمتم ما فعلتم بیوسف و اخیه اذ انتم جاهلون؛ گفت یادتان هست که از روی جهالت و نادانی با یوسف و برادرش چه کردید؟» (سوره یوسف، آیه 89). همینکه این جمله را گفت که آیا یادتان هست با یوسف و برادرش چه کردید آنها یکه خوردند: «قالواء انک لانت یوسف قال انا یوسف و هذا اخی قد من الله علینا انه من یتق و یصبر فان الله لا یضیع اجر المحسنین؛ گفتند آیا تو یوسف هستی؟ گفت بلی من یوسفم و این هم برادر من است. خداوند عنایت و لطف خاص خود را شامل حال ما گردانید. هر کس که تقوا و صبر داشته باشد، خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی کند» (سوره یوسف، آیه 90).

    یعنی اینکه می بینید، نتیجه تقوا است، نتیجه پاکی و خودنگهداری است. غلام شدم و زیر دست این و آن افتادم اما تقوا را حفظ کردم، کارم به جائی رسید که متشخص ترین زنان مصر و یکی از زیباترین زنان مصر از من جوان بی اسم و رسم تقاضای کام گرفتن کرد ولی من خودم را در پناه تقوا نگه داشتم و گفتم: «رب السجن أحب الی مما یدعوننی الیه؛ خدایا زندان برای من از آنچه مرا بدان می خوانند خوش تر است» (سوره یوسف، آیه 33). من زندان را بر این لذتهای مقرون به آلودگی ترجیح می دهم. تقوای آنروز، مرا امروز عزیز مصر کرد. تقوا و صبر و پاکی و نزاهت در این جهان گم نمی شود، آدمی را از حضیض ذلت به اوج عزت می رساند. «انه من یتق و یصبر فان الله لا یضیع اجر المحسنین» بی گمان هر که تقوا و صبر پیشه کند، خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمی کند» (سوره یوسف، آیه 90). مثل اینست که قرآن کریم نتیجه داستان یوسف را در این یک جمله خلاصه کرده است که عاقبت از آن تقوا است. تقوا آدمی را از مهالک و شدائد بسیاری نجات می دهد و به اوج عزت می رساند.قرآن در جایی دیگر می فرماید: «و من یتق الله یجعل له مخرجا» و هر که از خدا پروا کند، برای او راه خروجی پدید می آورد» (سوره طلاق، آیه 2). برای مردمان متقی که در همه حال خود را حفظ می کنند بن بست و شکست وجود ندارد.

    ___________________________________________


    بهار دلها با تلاوت استاد مهدی فروغی


    سوره مبارکه یوسف تلاوت شده در حرم کریمه اهل بیت سال 1390 جز13 حزب 25

     

    [ پنجشنبه 4 اسفند1390 ] [ 11:5 ] [ عاشقان قران ] [ ]
    .: Weblog Themes By namaz-dar-quran :.
    درباره وبلاگ

    امام على عليه السلام:

    «ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيهِ الكِتابَ... وَعِزّا لاتُهزَمُ أَنصارُهُ...»
    قرآنى كه بر پيامبر نازل شد... عزتى است كه هوادارانش شكست نمى خورند... .
    نهج البلاغه، خطبه 198
    لینک دوستان
    موضوعات وب
    امکانات وب
    لوگوی ما

    دستور زبان عشق


    استخاره آنلاین با قرآن کریم
    Google

    در اين وبلاگ
    در كل اينترنت
    کد جست و جوی گوگل
    
    Upload Music